دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

سلام
من داود ام طلبه سطح یک یکی از حوزه های علمیه که فقط سعی کردم هیچ چیزی رو بدون دلیل نپذیرم. به این خاطر همیشه سرزنش شدم اما همیشه اون چیزی که مخفی نمی مونه حقیقته.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندها

#نحوه ورود به حوزه (2)



اصولا آدم ها در همه دنیا به دو دسته تقسیم می شوند و این تقسیم بندی قطعا مورد تایید جامعه شناسان، روانشناسان، پزشکان و ریاضی دانان و حتی متخصّین جراحی مغر و اعصاب بخش اطفال هم هست. این که انسان ها یا آدم اند یا آخوند که این دو تفاوت بسیاری باهم دارند و برای درک این افتراق باید کلیه علوم رو به صورت تخصصی پاس کنید که متاسفانه عمر کوتاه 100ساله کفاف نمی دهد.

از بزرگترین مشکلات ورود به عرصه طلبگی رضایت پدر مادر است که بسیاری از علما گفته اند که شرط نیست ولی چون علما در گذشته شهریه می دادند اما امروزه چندرغاز می دهند پس ما زیاد به توصیه علما گوش نمی دهیم و سعی در راضی کردن پدر و مادر می کنیم که یوقت زبانم لال در راه علم و طلبگی از گرسنگی و مهم تر از همه ضعف اینترنت جان به جان آفرین تسلیم نکنیم.

اول که مساله حوزه و ثبت نام را با خانواده مطرح می کنی انتظار طوفان داری که خیلی هم طبیعیه خب این بستگی داره در چه خانواده ای باشی ما نیز چند مشت از این خربار جدا کردیم و 4 دسته خانواده را شرح میدهیم.

اول خانواده خیلی سنتی:

شاید نشه گفت بهترین شرایط برای این دسته فراهم است اما می توان راحت ترین روش ورود به حوزه را این دسته خواند یعنی خانواده ای که خمس فرزندانش را به حوزه می فرستد. خدا قبول کند!

دوم خانواده نیمه سنتی:

این دسته هم با نشان دادن لیاقت و معرفت و خواندن نماز شب هرشب، رفتن مسجد و صحبت با روحانی محل و خلاصه بسیج و هر نمادی که به اسم مذهب شناخته شده است به این نتیجه می رسند و رضایت می دهند گرچه این دسته هم خود جای شرح دو جلدی دارد که چطور همه برنامه ها پیش برود و پدر خانواده از کسی که مخالف است مشورت نگیرد و هزار درد سر دیگر که ان شالله در مصحف دیگر به تفضیل بیان می کنیم.

سوم خانواده نیمه مدرن:

این دسته که اغلب مردم جامعه رو تشکیل می دهند و سخت ترین راه هم در این دسته وجود دارد. خانواده های اصالتا روستایی که به شهر مهاجرت کردند (برداشت بد نکنید من نیز جزء همین دسته ام) و بر خلاف فرهنگ صحیح آپارتمان نشینی فقط به تقلید رفتار افراد به اصطلاح باکلاس پرداخته اند و بدون فهم درست از مسائل فقط ه مخالفت با آن ها می پردازند. موفق شدن در این دسته کار بسیار سختی است و یک دوره کوتاه گرسنگی و قرض گرفتن های مستمر را می طلبد و درکل بدبختی تمام است

چهارم خانواده به شدت مدرن:

این افراد که در اصطلاح به بچه مایه دار معروف هستند خیلی خاص با موافقت یا عدم موافقت (زیاد اهمیتی نداره چون بهرحال پدر پول تو جیبی می دهد) به حوزه ورود پیدا می کنند افراد خیلی خاص در این دسته هستند بعضی خیلی شارلاتان یا خیلی باسواد پیدا می کنید که انسان های بزرگی هستند درکل دسته خوبی است و مناسب برای حوزه.(از نظر من)

از تقسیم بندی خانواده ها که بگذریم باید اعتراف کنم این راه سختی های بسیاری دارد که بنده به شخص خیلی از این سختی ها رو تقصیر روحانیت می دونم اما واقعا طلبه هایی دیدم که با زحمت زندگی می کنند و ذره ای بی احترامی به لباس و شأن روحانیت نمی کنند اما چه کنیم که قدرت دست کسان دیگری ست. (سریع سیاسی ش نکن منظورم حکومت نیست) 

نظرات (۱)

  • طلبه ای دیگر
  • احسنت...
    زدی تو خال!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی