دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

سلام
من داود ام طلبه سطح یک یکی از حوزه های علمیه که فقط سعی کردم هیچ چیزی رو بدون دلیل نپذیرم. به این خاطر همیشه سرزنش شدم اما همیشه اون چیزی که مخفی نمی مونه حقیقته.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندها

#یادداشت_اختصاصی_استاداکبرنژاد

#ویژه_تحول
🔶حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که...
🔸شنبه 13/6/95 آغازی جدید بر حوزه علمیه مبارکه قم است. امروز ما...
1⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که بناست یک رشته علمی را؛ آری فقه و اصول را؛ بر تمام استعدادها و علاقه‌ها تحمیل کند؛ حتی اگر هیچ تعلقی و توانی برای اجتهاد نداشته باشد. حتی اگر شیفته کلام و تبلیغ باشد. حتی اگر دلداده کار در مسجد و مدرسه و دانشگاه باشد.
2⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که نظام آموزشی آن بی‌شباهت به ویترین عتیقه فروشی‌ها نیست! کتاب‌ها را با هم مرور می‌کنیم:
🔹«صمدیه»، با بیش از 400 سال قدمت
🔹«البهجه المرضیه»(سیوطی)، با بیش از 500 سال قدمت
🔹«مغنی الادیب»، با بیش از 650 سال قدمت
🔹«الروضه البهیه»(شرح لمعه)، با بیش از 450 سال قدمت
🔹«مکاسب و رسائل»، هرکدام با بیش از 150 سال قدمت
🔹«کفایه»، با بیش از 110 سال قدمت
البته کتاب «معالم الاصول» با قدمت 400 سال و همین‌طور «قوانین الاصول» با قدمتی بیش از 200 سال بعد از تلاشهای بسیار از این ویترین خارج شد! گرچه بسیاری از بزرگان حوزه، هنوز هم که هنوز است، از تغییر آن‌ها بسیار ناراضی اند و شاید به همین خاطر در برابر تغییر سایر کتب مقاومت بیشتری به خرج می‌دهند. 
3⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که بنا نیست چیزی را به شما بیاموزد که به درد امروز شما بخورد. فقهی که به شما می آموزد، فقه قرن‌ها پیش است! اگر در مکاسب خریط فن هم بشوید، از اقتصاد امروز جامعه خود، تقریبا هیچ درک درستی نخواهید داشت. حتی اگر تمامی اساتید مکاسب حوزه را جمع کنید، نخواهند توانست یک تحلیل روشن از اقتصاد جامعه خودشان ارائه دهند یا برنامه‌ای برای اقتصاد فلک زده این مردم بدهند.
4⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که بناست بزرگ‌ترین فرصت‌سوزی تاریخ را به نام خود ثبت کند! فرصت پیاده‌سازی احکام اسلام آن هم در قامت یک حکومت دینی. چیزی که انبیای عظام در آرزوی آن جان دادند. چیزی که اولیای الهی برای آن جنگیدند.  اگر نظام آسیب ببیند، اگر خدایی نکرده سقوط کند، اگر بخت النصر بر آن حاکم شود، حوزه با این همه خفّت و خواری چه خواهد کرد؟!
5⃣حوزه‌ای را شروع می‌کنیم که خارج از پلیس راه قم، اثر محسوسی ندارد، اما خود را محور کونین می‌شمارد! حوزه‌ای که عالمانش برای یکدیگر می‌نویسند نه برای مردم! و نه برای دنیای واقعی! این یکی می‌نویسد، آن دیگری می‌خواند و آن دیگری می‌نویسد، این یکی بهره می‌برد. عجب دور باطلی!
6⃣حوزه‌ای را شروع می‌کنیم که پیرزن هشتاد ساله را مانند دختر 18 ساله می‌آراید تا خانه بخت بفرستد! اما نمی‌داند که این همه آرایش به حال او می‌گرید و بر کراهتش می‌افزاید. حوزه‌ ما تازه می‌خواهد کتاب‌های عتیقه‌اش را، با تمرین درست کردن در آخر فصل‌ها، تغییر نام‌ها، اجباری کردن کلاس‌ها بیاراید تا نگویند هیچ تحولی را رقم نزده است. اما نمی‌داند که این پیرزن، هرگز نمی تواند عروس جوان 20 ساله بشود!
7⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که عزت نفس را در صف‌های طولانی شهریه از طلبه‌هایش می‌ستاند و خفت و خواری را به او می‌آموزد. 
8⃣حوزه‌ای را آغاز می‌کنیم که بناست باز هم اصول را با آن همه تکرارها و مباحث زائدش در حلقوم طلبه‌ها بریزد. چه بخواهند، چه نخواهند. مکاسب را با آن همه مباحث کهنه مثل خرید و فروش فضولات، سگ، نجاسات و... با بول ابل تحویل طلبه بدهد تا طلبه فاضل هم با امید و نشاط بر سر درس حاضر شود! امید به آینده‌ای روشن، به سینه‌ای پر از معارف، به قدرت تحلیل مسائل روز جامعه‌اش، به نجات اسلامی که به آن علاقه دارد. با این همه نشاط و امید برای فراگیری مطالب کاملا کارآمد و سرشار؛ چرا کلاس‌ها اجباری نشود؟! و چرا برایش سخت نگیرند؟! این طلبه چه دردی دارد که با این همه درس‌ نشاط آور، باز هم نمی خواهد در کلاس درس حاضر شود؟!!
9⃣اما جای ناراحتی نیست. زیرا حوزه‌ای را شروع می‌کنیم که بناست فقط 100 روز درسی فعال داشته باشد. حوزه‌ای که حتی اساتیدش و بزرگانش هم در اعماق دل و ذهن خود به بی‌فایده بودن درس‌ها و بحث‌هایش رسیده‌اند. برای همین از تعطیل شدن درس‌ها و بی‌رمق بودن آن‌ها چندان ناراحت نمی‌شوند. اگر درس و بحث‌های ما اثر محسوسی در دنیای واقعی داشت، اثر تعطیلی آن‌ها را هم احساس می‌کردیم. اما هیچ احساسی نداریم، پس چرا تعطیل نکنیم؟!
🔟حوزه‌ای را شروع می‌کنیم که بناست نوشته‌های مرا سیاه‌نمایی بخواند. اکبرنژاد امید به آینده را از طلبه‌ها می‌گیرد. زیرا حقایقی را که به آن عادت کرده اند، بلند بلند به ایشان یادآور می‌شود. چرا حوزه مرا متهم می‌کند؟! چون بنای بر تغییر ندارد! کسی که بنای بر تغییر دارد، از عیب و ایراد نمی‌هراسد. چرا که امید صلاح و سداد دارد. مگر صادق آل محمد(ص) نفرمود: أرجی الناس صلاحا من اذا وقف علی مساویه سارع الی التحول عنها.

  • حاج داود

تحول

دلنوشته

طلبه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی