دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

دلنوشته های طلبگی

درد دل یک طلبه نه چندان با سواد که در حوزه معروفی درس نمی خواند...

سلام
من داود ام طلبه سطح یک یکی از حوزه های علمیه که فقط سعی کردم هیچ چیزی رو بدون دلیل نپذیرم. به این خاطر همیشه سرزنش شدم اما همیشه اون چیزی که مخفی نمی مونه حقیقته.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندها

#مشکلات طلبگی


نوشتم مشکلات چون اصولا همه از خوبی های طلبگی گفتن و شاید گوش من و خیلیا پر باشه از نیمه پر لیوان و سعی نکنیم با واقعیت روبرو بشیم. این جملات نه سیاسیه نه شخص خاصی مد نظرمه فقط صرفا یه سری اطلاعات از واقعیت هایی که رخ داده و بیشتر علمی ست، امیدوارم درک کنید روحانیت و طلبه ها باهم فرق دارند.

نوشتن مشکلات سخته چون هرچیزی بنویسی به یکی برمیخوره بالاخره، ولی چه میشه کرد، با این که می دونم این دعواها جنگ زرگری ست "اما چه میشه کرد؟"

از مبحث اخباری و اصولی شروع میکنم تا علمی به نظر برسه... یک طلبه ساده که سرکلاس درس عقاید و اصول با استدلال های محکم و یکطرفه علیه دیدگاه اخباری مواجه می شود کدام را انتخاب می کند؟ یا اصلا اعتراض کردن به کتاب درسی حدودا 200 سال پیش غیر منطقی به حساب می آید؟ آیا از گذشته تا الان کسی بهتر یا حداقل با بیان بهتر پیدا نمی شود؟ این که به کتب درسی و قدمت آنها اعتراض می کنم یا این که چرا مباحث اصول و منطق یا عقاید به زبان عربی تدریس می شود با این که لزومی در محتوای درسی آنها غیر از تقویت متن خوانی عربی گذشته و نه حال فایده ای ندارد این ها دلیل ش بی توجهی کسانی است که از این جریان سود می برند.

استاد صفایی حائری متنی درباره روحانیت دارد که دوست دارم بخوانید:

روحانیت امروز در میان دریایی از مشکلات دست و پا می زند و برای نجات تلاش می کند و در کنار ساحل, دسته هایی هستند: دسته ای انتظار غرق و مرگ روحانیت را دارند، دسته ای که روحانیت, امید آنها و منجی آنها و مصلح آنهاست؛ دسته ای که انتظار مرگ و نابودی ندارند, بلکه طالب ادامه همین وضع موجود, همین درگیری با مشکلات و همین زیرآب رفتن ها و روی آب آمدن ها هستند.

این دسته آخر مخاطب اکثر نقدهای من هستند چون اگر تحول را نپذیریم دچار بحران می شویم و اگر این ها نمیفهمند باید به آنان بفهمانیم که فقه شیعه در رکود به سر میبرد و با حلوا حلوا کردن آن نمی توانیم درست ش کنیم. با این که قدر دان آقای مکارم شیرازی هستم از نظرهایش در فقه اما اگر منصف باشیم این ها نظر های تخصصی فقهی نیست. چطور شیخ انصاری که کتاب هایش در حوزه تدریس می شود به این احکام رسید؟ شیخ مدتی به کسب و کار مشغول شد و روش های معامله را یاد گرفت و بعد چون فهم دقیقی از روایات داشت توانست حکمی بدهد تا مردم  راحت زندگی کنند بدون اختلاف و درگیری. ذکر این نکته که اصلا فلسفه دین هم همین رفع سختی مردم و رشد آنهاست از بحث خارج است وگرنه توضیح میدادم که چه جنایت هایی به اسم دین می شود و ما بی خبریم.

این بحث تمام نشدنی است و انتظار ندارم با یکی دو مطلب حتی 10تا هم تموم شه و بیشتر از این خارج از حوصله شماست پس منتظرادامه ش باشید...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی